مگه مرض دارین یه جوری داستانو می نویسین که تا آخر کتاب آدم فکر میکنه رئیس پلیس سابق خودش قاتله
کتاب بخواب زیبای من از ماری هیگینز کلارک ترجمه از کتایون شادمهر
در تاریخ ، اعداد به تنهایی اهمیت چندانی ندارند . تاریخ را اغلب گروه های کوچک نوگرا می سازند نه جمع های انبوه واپس نگر .
انسان خداگونه
یووال نوح هراری
امروز پی بردم سانسور در وجودم نهادینه شده ، چنان بست و قوت گرفته که بی اختیار و بی قصد و غرض روی همه چیز بی کم و کاست پیاده میشه . چنان که حتی این همه سال به ذهنم هم خطور نکرده بود که من هم یک سانسور چی هستم !
کتاب صوتی نان و شراب اثر اینیاتسیوسیلونه رو گوش دادم و خیلی خوشم اومد . در نتیجه دنبال نسخه PDF گشتم و یکبارم اونو خوندم . نکته های خیلی جالب و مشترکی با جامعه امروز ما داشت کلی اسکرین شات ازش گرفتم تا اینجا برای خودم بنویسم شون ولی اینقدر زیاد شد که تنبلیم شد اینهمه تایپ کنم .
پس بسنده میکنم به اونکه بیشتر از همه دوسش دارم :
" ما پیشوایی داریم که همه ملت های روی زمین حسرت داشتن او را به دل دارند و خدا میداند چقدر حاضرند پول بدهند تا او پیشوای کشور ایشان باشد . "
" اینهاست میوه های درختی که من باشم . "
کتاب نان و شراب از اینیاتسیوسیلونه
ای مرگ !
...
مرگ از صادق هدایت
کاش میدونستی همه ی امید یک زن بودن یعنی چی !
کاش میدونستی دلگرمی یک زن بودن یعنی چی !
زنی که حرف نمیزنه ، محرم راز نداره ، نمیخنده ، گریه نمیکنه و خودشو توی یه چهاردیواری لای کتاب هاش محبوس و پنهان کرده ، برای همچین زنی ، همه ی امید ، دلگرمی ، یعی تمام زندگیش ، یعنی ثانیه به ثانیه نفس کشیدنش !
کاش می فهمیدی !!
ساعت یازده یک شب گرم شهریوره . وسط ریخت و پاش خونه ، لابلای کوهی از کارتون های پر شده و بسته شده و پلاستیک های پیچیده شده و وسایل سرگردان نشستم . صدای ضعیف اعلان پیام میاد . برام یه لینک فرستادن با بی میلی بازش می کنم و با پیش فرض اینکه یکی از اون لینکای مسخره ی " بدویید این لینک رو واسه صدهزار نفر بفرستین تا شاید تو قرعه کشی خیالی مون از شرکت آبیاری گیاهان دریایی یه دستگاه جهاز هاضمه برنده شین " هست ، انگشتم رفت واسه پاک کردنش ، اما با دیدنش گل از گلم شکفت . لینک تخفیف خرید کتاب از دیجی کالا بود و چه نیشی از من به خنده باز کرد . در حالیکه برای بار صدم صدای محمد معتمدی سکوت شب و خونه رو با آهنگ کویر میشکست ، نشستم به چک کردن لیست کتاب ها و بالاخره بعد از یک ساعت تمام تفکر و اندیشه ، ساعت دوازده شب قاطعانه کتاب کلیدر رو سفارش دادم و بلافاصله برای خواب حاضر شدم . توی مرز خواب و بیداری هول برم داشت که ای دل غافل حالا که کار از کار گذشته چجوری بگم توی این هیری ویری صبح جمعه منتظر رسیدن خریدم هستم ! اونم چه خریدی ! با چه قیمتی ! احتمالا ریختن خونم حلاله !!
پ.ن : چرا این روزا اینقدر بهم گیر میدن ؟!
پ.ن۲: یک بارم که خانمانه نشستم خونه و نرفتم خرید ، خرید خودش اومد سراغم !
آدم ها را موجوداتی می بینم که می خورند و می خورند و می خورند تا فردای روز با خرسندی تمام بروند خود را ... تا باز بتوانند بخورند و بیاشامند و حرف بزنند و حرف بزنند و حرف بزنند در باره خوردن و آشامیدن و جمع شدن و یا امکان جمع شدن و درباره همه راه هایی که به این امکان ها منجر می شود .
از کتاب سلوک نوشته محمود دولت آبادی
پ.ن: منو توی فکر فرو برد . متن بالا دقیقا توصیف چند درصد از آدمای جامعه ی الان ماست ؟ درسته که اینا لازمه بقاست ، اما چقدر بعد از پاسخگویی به نیازهای اولیه و ابتدایی مون برای برآوردن نیازهای متعالی به عنوان یک انسان متمدن تلاش کردیم ؟
سانتودومینگو و لاس پله ناس پورتوریکو !!!!!
آدم نمیدونه چیه ؟ غذاست ؟ اسم آدمه ؟ شبکه رادیوییه ؟ اسم مکانه ؟ یا فحش ؟
خب مترجمای عزیز برای یه چیزای عجیب غریبی مثل این دو کلمه توضیح یه گوشه بنویسین آدم چیزپیچ نشه
مکشوفه از کتاب عشق سال های وبا اثر گابریل گارسیا ماکز
از نظرگاه مقامات بلندپایه ی کمیته ۳۰۰ مواد مخدر دارای هدف های دو جانبه است . نخست ، ایجاد درآمد افسانه ای و دوم تبدیل بخش بزرگی از جمعیت به افراد لاشعوری که سلطه بر آنان از دیگر بخش های غیرمعتاد آسانتر بوده و هرگاه بخواهند در مقام عصیان برآیند به عنوان تنبیه از تامین هروئین ، کوکائین ، ماری جوانا و سایر مخدرات مورد نیازشان خودداری می شود . از همین روست که قانونی کردن مواد مخدر به گونه یک " نظام انحصاری " که می تواند شرایط اقتصادی جدی و از جمله بحران سال ۱۹۹۱ را به وجود آورد همواره در دستور کار قرار داشته است .
از کتاب کمیته ۳۰۰ کانون توطئه های جهانی
نوشته دکتر جان کولمن
بعدازظهر ۲۵ اسفنده هوا آلوده و سرد و کسالت باره
چون ما چیزی به این دنیا نیاورده ایم نمی توانیم چیزی هم با خود ببریم
از کتاب صوتی شب نوشته سیدنی شلدون