X
تبلیغات
رایتل

دین ، آلت دست

دوشنبه 29 آبان 1396


افراد و جمعیت ها دین را به نظر مادی و منافع خصوصی و احوال شخصی می نگریستند . این وضع هنوز هم ادامه دارد . طبقات حاکمه هنگامی دست به دامان دین می شوند که بخواهند حقوق مردم را غصب و پایمال کنند و از آنها انتظار دارند که در برابر دین قیام نکنند و دم نزنند زیرا دین در این حالت خدمتگزار طبقه خاصی است و از لحاظ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ، حامی او و مخالف مردم است . در حقیقت ، دین در حکم یک نظام مادی خالصی است که در راه مصالح گروهی که دست به دامن آن شده اند کوشش می کند . از اینجا متوجه می شویم که میان اوضاع مادی و دین ، پیوندی ناگسستنی وجود دارد . طبقه حاکمه انتظار دارند که دین آنها را در حکومت بر توده ها یاری کند و توده ها انتظار دارند که دین آنها را از طغیان طبقه حاکمه نجات بخشد .


جلد ششم امام علی (ع) صفحه 195


زایش

جمعه 19 آبان 1396


بین درختای کاج قد کشیده و لاغر نیمه جون و خسته با سوزنیای آفتاب سوختشون آهسته قدم میزنم با اینکه از نیمه پاییز گذشتیم اما هنوز هوا گرمه و زمین خشک و تشنه لب . خورشید مثل همیشه بی دریغ و سخاوتمند نورش رو روی زمین پهن کرده . مثل روحی سرگردون تو مثلث این بخل آسمون و عطش زمین و سخای هور ، می گردم و می چرخم . تو وجودم داره یه چیزی رخ میده ، یه رخداد ناشناخته و شگفت آور . جنینی در حال شکل گرفتنه ! جایی که نمیدونم کجاست ! جایی شبیه دهلیزهای تو در تو و تاریک قلب پشت قفسه سینه . یا نه ! زیر سقف جمجمه لابلای مارپیچای خمیری شکل خاکستری . یا نه ! بین سلولای نامرئی حجمی مرموز و مبهم که عمری بار جسم رو به دوش کشیده . یه چیز در حال شکوفا شدنه که گاهی نوری به دلم میرسونه و امیدوارم میکنه و گاهی در جنگ و جدل درونی بین سیاه و سرخ وجودم گم میشه و سرخوردم میکنه . یه چیز که گاهی به شکل کلمه به نوک قلمم هبوط و روی کاغذ نقش آفرینی میکنه ، گاهی به شکل جلا دهنده ظهور و قسمتی از روانم رو سبکبار میکنه . یه چیز خوب غیرقابل وصف یه جایی از حضورم جوونه زده و داره بالنده میشه و من مست و شاد و گیج و مبهوت و منتظر ، کتاب زندگیمو لابلای صفحات روزگار ورق میزنم و هر لحظه شوق متولد شدن این حس شگرف رو تجربه میکنم . تا چه زاید این آبستن !



برزخ

سه‌شنبه 16 آبان 1396

از زبان تاریخ

یکشنبه 14 آبان 1396


کسانی که از حکومت ها انتظار اصلاح دارند ، بدون شک از تاریخ ترقی و پیشرفت ملتها بی اطلاعند .

اینک تاریخ در برابر چشم ماست و به ما می گوید که حکومت ها در هر دوره و هر کشوری جزء آخرین دستگاه هایی هستند که در صورتی که موانعی بر سر راهشان نباشد به ایجاد اصلاحات دست می زنند .

آیا ملت های اروپایی از برکت وجود حکومت ها تا این اندازه ترقی کرده اند ؟

هرگز ! آن ها از راه کوشش و اتحاد کلمه و بلند کردن سرها و راست کردن کمرها و برپا ایستادن و راه رفتن و مهار حکومت ها و به پیش راندن آنها به این مرحله رسیده اند ! 



دکتر جرج جرداق از قول شبلی شبیل در کتاب امام علی 



کسی شاید باشه شاید ...

شنبه 13 آبان 1396


تنهایی شاید یه راهه

راهیه تا بی نهایت

قصه همیشه تکرار

هجرت و هجرت و هجرت


اما تو این راه که همراه

جز هجوم خارو خس نیست    

کسی شاید باشه شاید

کسی که دستاش قفس نیست...                          



پ.ن:هر کسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد منه ساده به خیالم که همه کار و کسم شد ...