X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

تو که ترجمان صبحی ...

دوشنبه 20 دی 1395


نفسم گرفت از این شب ...

میروم تا در روشنای روز وجودشان ، در هوای عشق ، نفس تازه کنم !


سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی ...

بیدل و شوریده سر میروم تا به درگاه آفتاب زمینیم ، بنده وار ، سجده کنم !


ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا ...

گریان و خندان ، افتان و خیزان ،  میروم به زیارت که من عمریست زایر کعبه وجودتان هستم !


تو ز خویشتن برون آ ...

با دستان مهربانتان تیمارم کنید که اینبار بیشتر از همیشه ی روزگارم ، زندانی  خویشتن خویشم !




نظرات (0)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد