X
تبلیغات
رایتل

تو رهایی ام باش

چهارشنبه 28 مهر 1395


چنان جسمی معلق در فضایی بیکران و تاریکم . به هر چه که بدستم آید چنگ در میزنم تا شاید چراغی باشد برای افروختن و بعد شاید راهی یابم برای پیمودن و در آخر آن ، شاید مامنی باشد برای به آرامش رسیدنم .

طوفانزده ای در دریای مواجم که نمی دانم به کدام سو باید شنا کرد تا در انتهایش صخره ای باشد برای پناه بردن به آن و آنقدر هراسان و هول کرده ام که شاید بسنده کنم به تکه چوبی برای رهایی ، هر چند به خطا !

اگر تو در کوله بار این مسافر ره گم کرده توشه زادی نگذاری و اگر تو راهی ننمایی ، به دستش چراغی ندهی و سوی چشمان و عقل بیدارش نباشی ، یقینا راهش راه هلاک است و منزلش ، منزل ویرانی و تباهی .

تو توشه زاد ، تو چراغ ، تو راه ، تو غایت آرزوها ، تو منزلم باش ؛ تو رهایی ام باش .



22/7/1390


نظرات (1)
سلام
وااااااااااااای این متن رو خودت نوشتی؟؟؟؟؟
پاسخ:
با اجازه بزرگترا بله

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد